السيد نعمة الله الجزائري (مترجم: فاطمه مشايخ)
582
قصص الأنبياء (النور المبين في قصص الأنبياء والمرسلين) (قصص قرآن) (به ضميمه زندگانى چهارده معصوم ع) (فارسى)
ج ) در بارهء جريان عيسى و ابليس و ماجراى حواريين و اصحاب عيسى و ذكر بعضى از مواعظ و حكمتهاى آن حضرت عليه الصلاة و السلام ( الامالى ) از ابن عباس نقل مىكند : زنى از اجنّه از كنار دريا عبور مىكرد ، مشاهده كرد ، ابليس روى سنگى سجده مىكند و اشك از ديدگانش بر روى گونهها جاريست . با تعجب مشغول تماشاى او شد و به ابليس گفت : واى بر تو اى ملعون ، از طولانى كردن سجدهء خود چه مقصودى دارى ؟ ابليس گفت : اى زن صالح كه پدرت نيز درستكار بود ، خداوند عزّ و جلّ را سوگند مىدهم كه به رحمت خود مرا از آتش جهنّم برهاند و اين گريهء من در اثر شنيدن دعاى عيسى ( ع ) است . از امام صادق ( ع ) نقل شده : روزى عيسى ( ع ) در سرزمين شام از كوهى به نام اريحا بالا رفت ، ابليس به صورت پادشاه فلسطين به او ظاهر شد و به او گفت : اى روح اللَّه تو مردگان را زنده مىكنى و كور و جذامى را شفا مىدهى ، پس خودت را از كوه به پايين پرتاب كن ، مسلّما صدمهاى نخواهى ديد ! عيسى ( ع ) گفت : آن كارها را به اذن خدا انجام دادم ، امّا اذن چنين كارى به من داده نشده است . در حديث ديگرى از آن حضرت ( ع ) نقل شده : ابليس به عيسى ( ع ) گفت : آيا مىپندارى كه تو هستى كه مردگان را زنده مىكنى ؟ عيسى گفت : آرى ، ابليس گفت : پس خودت را از بالاى ديوار پرتاب كن ! عيسى گفت : واى بر تو ! ، بنده هرگز پروردگار خود را نمىآزمايد ، ابليس گفت : اى عيسى ، آيا پروردگار تو مىتواند كرهء زمين را داخل يك تخم مرغ كند بدون اينكه شكل تخم مرغ تغيير كند ، عيسى ( ع ) گفت : هرگز خداوند متّصف به عجز و ناتوانى نمىشود ، امّا آنچه تو مىگويى در ذات خود محال است ، همانطور كه اجتماع نقيضين محال است . از امام باقر ( ع ) نقل شده : ابليس با عيسى بن مريم ( ع ) ملاقات كرد ، عيسى ( ع ) از او پرسيد : آيا تاكنون از حيلههاى خود نااميدشدهاى ؟ ابليس گفت : آرى ، آن زمان كه مادر بزرگت گفت : ( پروردگارا من دختر به دنيا آوردم . . . و او و ذريّهء او را از شرّ شيطان رجيم در پناه تو قرار مىدهم [ 1 ] ) .
--> [ 1 ] سوره آل عمران ، آيه 36 .